این جهان تا ابد یه خونه ی 60-70 متری که من و توی بیست و پنج-شیش ساله، با پول خودمون اجاره کرده باشیم و وسیله های رنگی رنگی شو دونه دونه خودمون با حقوق ماهانه مون خریده باشیم، بدهکاره. همون خونه بود که باید کم کم میشد صد متری و دویست متری. همون وسیله های رنگ رنگی بود که باید نرم نرم تبدیل میشد به مبلمان لاکچری کرم قهوه ای توی آپارتمانای نوساز بالای شهر. انگار پرش اجباری از روی مرحله ای که به خاطرش درس خوندم و به خاطرش با اون همه رویا اومدم تهران، یه حفره باقی گذاشته که همه خوشیای بعد از خودشو قورت میده. همینه که الان، توی سی سالگی، معنی نمیده برام مستقیم رفتن تو خونه دویست متریه با مبلمان لاکچری کرم قهوه ایش. توی همه ی این ماجراها دارم دنبال خونه شصت متریه و وسایل رنگی رنگی ش میگردم. میخوام یه جایی باز کنم واسه زور پچون کردن آرزوهای ناکام بیست و پنج سالگیم که با ارزش ریال و رشد اقتصادی و نرخ اشتغال اینجا، دود شد رفت هوا. همین!
برچسب:
نویسنده: پارسا کاظمی